دانشگاه
فروشگاه دانشجویان کلینک دانشگاهی تحقیق آماده جهت ارائه سمینار آماده پاورپوینت آماده پاورپوینت آماده جهت ارائه پرسشنامه تحقیقات عمرانی

اطلاعیه فروشگاه

متن اطلاعیه در وسط تمامی صفحات فروشگاه به نمایش درخواهد امد

دانلود تحقیق تفسیر موضوعی قرآن با عنو ان تفسیر سورۀ واقعه - word

دانلود تحقیق تفسیر موضوعی قرآن با عنو ان تفسیر سورۀ واقعه - word

موضوع تحقیق:

 

تفسیر سورۀ واقعه

«آیات 1 تا 14»

 

با فرمت قابل ویرایش word

تعداد صفحات: 18  صفحه

تکه های از متن به عنوان نمونه :

تفسير سوره واقعه

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله رب العالمين...اعوذ بالله من الشيطان الرجيم:

بسم الله الرحمن الرحيم×اذا وقعت الواقعة×ليس لوقعتها كاذبة×خافضة رافعة×اذا رجت الارض رجا×و بست الجبال بسا×فكانت هباء منبثا×و كنتم ازواجا ثلاثة×فاصحاب الميمنة مااصحاب الميمنة×و اصحاب المشئمة ما اصحاب المشئمة×و السابقون السابقون×اولئك المقربون×فى جنات النعيم×ثلة‏من الاولين×و قليل من الاخرين (1)

سوره مباركه واقعه است كه به نام‏«واقعه‏»هم ناميده شده است.

تقريبا مى‏توان گفت كه تمام اين سوره مربوط به قيامت است.اينچنين‏شروع مى‏شود: «اذا وقعت الواقعة‏» آنگاه كه واقع شد«واقع شده‏».كلمه‏«وقوع‏»،ظاهرا كلمه ديگرى وجود نداشته باشد كه معنايش از خودش‏روشنتر باشد.با هر كلمه ديگرى بخواهيم آن را تفسير كنيم باز به اندازه‏خودش يا بيشتر از خودش روشن نيست.گاهى مى‏گويند وقوع يعنى‏حدوث.ولى وقوع با حدوث متفاوت است.هر وقت‏«حدوث‏»گفته‏شود عنايت به اين است كه يك چيزى كه نبود بعد وجود پيدا كرد.

مى‏گويند حدوث يعنى وجود بعد از عدم.ولى در«وقوع‏»اين جهت قيدنشده يعنى شى‏ء اگر وجود بعد از عدم پيدا كند وقوع پيدا كرده است واگر وجودش بعد از عدم هم نباشد باز واقعيت و واقع است.در اصطلاح‏قديم خودمان و مخصوصا در اصطلاح جديد، كلمه‏«واقعيت‏»زياداستعمال مى‏شود،مى‏گويند واقعيت‏يعنى حقيقت قطع نظر از تصور وفكر ما يعنى قطع نظر از اينكه ما بدانيم كه آن هست‏يا نيست،آن رامى‏گوييم واقعيتى است،يعنى خودش فى حد ذاته وجود دارد،حقيقت‏دارد.اينجا كه راجع به قيامت،تعبير به‏«واقعه‏»مى‏شود يعنى امرى‏محقق و امرى موجود،كما اينكه در آيه ديگر تعبير به‏«حاقه‏»شده است:

«الحاقة ما الحاقة‏» (2) .مى‏شود گفت كه در اين تعبيرات اين معنا نهفته است كه‏شما به قيامت به چشم يك امرى كه واقع نشده است و در آينده بايدواقع شود نگاه نكنيد،آن را يك امر واقع شده بدانيد،حال يا از آن جهت‏كه به تعبير بعضى آنچنان قطعى الوقوع است كه بايد آن را واقع شده‏فرض كنيد و يا از آن جهت كه مساله قيامت،مساله زمان نيست كه درزمان آينده‏اى مى‏خواهد رخ بدهد،مساله به اصطلاح‏«اطوار»است واينكه الآن هم آن عالمى كه نامش‏«عالم قيامت‏»است به يك معنا وجوددارد،آن يك واقعيتى است كه وجود دارد.عجيب اين است كه در سوره‏واقعه وقتى كه راجع به دنيا صحبت مى‏كند گويى از امر گذشته صحبت مى‏كند.مثلا: «و لقد علمتم النشاة الاولى‏» (3) نشئه اولى را قبلا مى‏دانستيد.ياراجع به اصحاب الشمال مى‏فرمايد(اين خيلى صريح است): «و اصحاب‏الشمال ما اصحاب الشمال فى سموم و حميم و ظل من يحموم لا بارد و لا كريم انهم كانواقبل ذلك مترفين‏» (4) .مثل اينكه الآن ما در قيامت واقع هستيم بعد مى‏گويدكه چرا اصحاب الشمال اينچنين سرنوشت‏شومى دارند و چرا اينقدرمعذبند؟[مى‏فرمايد]اينها قبلا مترف بودند.آيه مطلب را به گونه‏اى بيان‏مى‏كند كه[گويى]دنيا در مرحله گذشته است. «انهم كانوا قبل ذلك مترفين‏و كانوا(و چنين بودند نه چنين هستند)يصرون على الحنث العظيم و كانوايقولون (چنين مى‏گفتند)...» (5) .تعبيرات، اين گونه است.

به هر حال:آنگاه كه امر واقع شده واقع شد،يعنى قيامت. «ليس‏لوقعتها كاذبة‏» .اين آيه را مفسرين دو جور تفسير كرده‏اند:يكى اينكه‏«كاذبة‏»را مصدر گرفته‏اند به معنى كذب.در زبان عربى گاهى اين وزن به‏معنى مصدر هم مى‏آيد،مثل‏«عافية‏».گفته‏اند كه «ليس لوقعتها كاذبة‏»

جمله‏اى است مستقل از «اذا وقعت الواقعة‏» ،آن،جزايش محذوف است:

آنگاه كه واقع شد امر واقع شده.«آنگاه چه‏»يعنى ديگر نمى‏گوييم كه چه‏شد؟خودت ديگر فكرهايش را بكن كه چه شد.به عقيده بعضى ازمفسرين «ليس لوقعتها كاذبة‏» جمله‏اى است مستقل كه معنايش اين است‏كه در وقوع اين قضيه هيچ گونه دروغى وجود ندارد يعنى حقى است كه‏هيچ گونه احتمال خلافى در آن نيست.ولى اين كمى خلاف ظاهر جمله‏است چون بايد «كاذبة‏» را كه به صيغه اسم فاعل است به معنى مصدربگيريم و لام «فى وقعتها» را هم به

معنى‏«فى‏»بگيريم يعنى ليس في وقعتها بعضى ديگر از مفسرين به همان ظاهرش گرفته‏اند و آن به نظر مادرست‏تر است.كاذبة يعنى تكذيب كننده،كسى كه بتواند درباره آن‏دروغى بگويد.مقصود اين است كه در ظرف قيامت و در مرحله قيامت‏ديگر تكذيب و دروغ گفتنى يعنى دروغگويى وجود ندارد چون در ن‏وقت‏حقايق همه مكشوف است (فكشفنا عنك غطائك فبصرك اليوم‏حديد) (6) .تكذيب مربوط به مرحله دنيا و ظرف دنياست.در آنجا حتى‏كافرترين كافرها هم ديگر نمى‏تواند تكذيب كند چون واقع شده.آنجاهر كسى به راى العين شهود مى‏كند و مى‏بيند....

 

و.....


اشتراک بگذارید:


پرداخت اینترنتی - دانلود سریع - اطمینان از خرید

پرداخت هزینه و دریافت فایل

مبلغ قابل پرداخت 1,500 تومان

درصورتیکه برای خرید اینترنتی نیاز به راهنمایی دارید اینجا کلیک کنید


فایل هایی که پس از پرداخت می توانید دانلود کنید

نام فایلحجم فایل
158_467598_4782.zip24.2k