دانشگاه
فروشگاه دانشجویان کلینک دانشگاهی تحقیق آماده جهت ارائه سمینار آماده پاورپوینت آماده پاورپوینت آماده جهت ارائه پرسشنامه تحقیقات عمرانی

اطلاعیه فروشگاه

متن اطلاعیه در وسط تمامی صفحات فروشگاه به نمایش درخواهد امد

دانلود تحقیق آماده با عنوان معاد - word

دانلود تحقیق آماده با عنوان معاد - word

عنوان تحقیق : معاد

 

با فرمت قابل ویرایش word

تعداد صفحات: 210 صفحه

تکه های از متن به عنوان نمونه :

«فهرست مطالب»

موضوعصفحهمقدمه

1

سخنان دلنشين از سفر آخرت

1

گوهري كه ناشناخته بود

2

گزارشي عجيب از يك واقعيت

2

تشييع دوم از يك جنازه

3

داستاني گويا از يك كتاب

4

مطالب بسيار در حجم اندك

5

فصل اول: مرگ

 

خصوصيات معاد ربطي به عقل ندارد

7

آياد مرده حرف مي زند؟

8

نطق اختصاص به زبان ندارد

8

نپذيرفتن كم ظرفيتي است

9

منزل اول- مرگ

10

كيفيت قبض روح

11

خدا ميميراند يا عزراائيل يا ملائكه

12

حضور ملائكه و شياطين هنگام مرگ

13

آساني و سختي جانشين

14

سختي جان دادن كفاره گناهان مومن

15

قبض ارواح كفار با شكنجه

16

دوست داشتن مرگ

18

دوستي دنيا صفت كفار و سر هر گنا

20

بي صبري نتيجه غفلت از ‎آخرت

21

حضور اهل بيت (ع) هنگام نزع

23

گزارشهاي پس ازمرگ

23

سوال و جواب قبر

25

ديدار ملائك عذاب و ابتداي ناراحتي

27

خداوند مي ترساند

30

سعد نيز فشار قبر داشت

33

چيزهايي كه موجب فشار قبر است

34

فصل دوم: برزخ

 

برزخ عالمي ميان دنيا و آخرت

37

شدت تاثير و تاثر

39

ترك كمفروشي و انجام نماز اول وقت

41

حيوانات ناله اموات رامي شنوند

44

آيا مي شود منكر مطالب گذشته شد؟

48

دليل عقلي بر نبودن معاد نيست

49

آتش گرم كردن در برابر دنيا

54

مرگ هنگام نزول رحمت

56

برزخ در غيب عالم دنيا استك

59

انعكاس شعاع آفتاب در آئينه

64

هر روح داراي دو بدن است

65

ثواب و عقاب برزخ در قرآن

66

حبيب نجار در بهشت برزخي

69

بهشت برزخي براي نفس مطمئنه

71

زيارت ارواح از بستگان

75

حوض كوثر در برزخ

75

برهوت مظهر جهنم برزخ

77

غذاب برزخي ابن ملجم قاتل علي (ع)

78

 

5- فصل سوم قيامت

80

6- فصل چهارم بهشت

170

7- فصل پنجم دوزخ

186

 

 

 

 

 

مقدمه:

سخنان دلنشين از سفر آخرت

از مرگ سخن بسيار رفته است اما سختي دلنشين تر از گفته هاي مرد الهي شهيد راه محراب آيت الله شهيد عبدلحسين دستغيب قدس سره در 25 سال قبل سراغ ندارم با آن احاطه اي كه به آيات و اخبار و كتابهاي مذهبي داشت، يكماه مبارك رمضان درباره سفر آخرت سخن گفت، مرگ را دروازه حيات و ابتداي ملاقات رحمت حق شناسانيد؛ از برزخ و نعمتهايش مردمان را بر سر شوق آورد و از عذابهايش ترسانيد؛ با بيان آيات و اخبار شنودندگان را از گناه بازداشت و بخيرات مايل گردانيد.

   روانت شاد اي معلم اخلاق و بفرموده رهبر مرشد مردم را كه در زندگيت اين چنين راهنماي مردم به سوي حق و دوري از باطل شدن و با شهادت ترويج بيشتري نمودي بنوشه آن رفيق عزيز: خون آيت الله دستغيب از بيانش براي انقلاب رساتر بود و دشمن خورد كن تر.

بارها مي گفت و فرياد مي زد، مي نوشت و منتشر مي كرد كه مرگ فنا نيست بلكه اول بقاء است. مكرر به خانواده هاي شهداء مژده مي داد كه قرآن مجيد عزيزان شما را زنده خوانده است[1] ما نسبت به آنان مردهن ايم در حالي كه حيات حقيقي مال آنان و ادراك كاملتر از آن ايشان است.

گوهري كه ناشناخته بود

روانت شادتر باد كه با شهادتت اين معني را آشكارتر ساختي، اينك دو ماه بيش نيست از ميان ما رفته؛ آنقدر كرامات از ديده و شنيده شده كه همانرا از فقدانش ناراحت تر ساخته است و افسوس مي خورند كه چرا او را آن طوري كه بود شناختند و از خرمن پرفيضش خوشه ها برنچينند.

     اينجا به مناسبت اين كتاب و بحث معاد، و همچنين فرموده خودش كه بارها مي گفت شهدا زنده جاويدند، قضيه اي كه در هفتمين روز شهادتش پيش آمد و بيشتر اهالي شيراز از آن آگاه شدند و حتي در جرايد تهران نيز به چاپ رسيد بازگو نماييم:

گزارشي عجيب از يك واقعيت

با مداد اربعين حسين (ع) سال 1402 قمري طبق برناخه روزنامه ام به منزل پدر شهيدم رفتم. مسئول دفتر باستقبالم آمد. پس از سلام و تعارفات نخستين جملات را با گزارش خواب يك خانم علويه اين طور شروع كرد:

«علويه محترمه اي كه من او را مي شناسم و خانه اش در نزديكي خانه ما است مي گويد ديشب مرحوم آقا را در خواب ديدم به من فرمودند قطعاتي از بدن من لاي آجرهاي ديوار كوچه باقيمانده است به من ملحق كنيد.»

   من نخست اهميت ندادم و بساير گزارشها گوش دادم و تا دو ساعت برنامه رفت و آمد افراد و كارهاي معمولي ادامه يافت. سپس براي شركت در مجلس فاتحه در مجلس فاتحه با جمعي بيرون آمديم. نزديكيهاي محل شهادت كه رسيديم، بياد آن خواب افتادم. به بعضي از همراهان جريان را گفتم كه چنين خوابي نقل شده،     ضرري ندارد نگاهي بكنيم. به همان نظر نخست همه ديديم ذرات مفصل از گوشت لابلاي آجرهاي كوچه مي باشد.

تشييع دوم براي يك جنازه

دو نفر از رفقا مأمور شدند كه اين ذرات قطعه قطعه شده از پيكر شهيد محراب را جمع آوري نمايند (درد و كيسه پلاستيك آنها را جا دادند) قضيه به سرعت در شهر شايع گرديد مخصوصاً كه روز اربعين حسيني و هفتم شهداء بود و شيراز يكبارچه تعطيل بود. شب جمعه در مسجد طبق معمول و برنامه ساليانه شهيد محراب مجلس دعاي كميل برقرار و انبوده جمعيت داغدار گزارش مزبور را شنيدند. در اينجا اعلام شد كه در ساعت ده امشب تشييع دوم از باقيمانده پيكر آيت الله شهيد به عمل مي آيد.

دستجات عزاداري تا پاسي از شب در صحن حضرت احمد بن موسي (ع) سرگرم عزاداري بودند و بالاخره بياد ملحق كردن بقيه بدن ابي عبدلله الحسين عليه السلام بنابر روايتي در روز اربعين دو كيسه محتوي اجزاء قطعه قطعه شده را به ميان جمعين آوردند. پائين قبر را شكافتند و به بدن شريفش ملحق نمودند.

دو نفر ديگر نيز همين خواب را ديدند

راستي كه قضيه اي شفگت بود، فراموش كردم عرض كنم در همان روز ساعتي پس از كاوش لابلاي آجرهاي كوچه يكي از بستگان كه در لباس روحانيت و مورد احترام است به من خبر داد دو نفر از آقايان كه يكي از بستگان شهدا است چنين خوابي را ديشب ديده اند لذا قضيه صورت جدي تر بخود گرفت و من به دنبال آن مخدره علويه فرستادم كه رؤياي خودت را با نام خود همسر و فاميل و آدرس دقيق بنويس. ايشان نيز اجابت نمود و هم اكنون آن نوشته پيش روي من قرار دارد و من با اجازه خوانندگان عزيزتنها به ذكر چند جمله آن براي ثبت در تاريخ و عبرت نسل فعلي و آينده دار در اينجا نقل مي نمايم. اين خانم چنين نوشته:

تكه گوشتم لاي ديوار است

نحوه خواب:

«در باغ بزرگ بودم كه آيت الله دستغيب در جلو مي رفتند و من عقب ايشان بودم. آنجا باغ بود ولي آن قسمتي كه آيت الله دستغيب بودند، در وسط چمن بودند كه آقا عباي قهوه اي روي دوششان بود و به من گفتند كه برو و به آنها بگو كه تكه گوشتم لاي ديوار است و چند دفعه تكرار كردند كه وقتي من از خواب بيدار شدم خيلي نگران بودم.»

داستاني گويا تر از يك كتاب

اينك خودتنان داوري كنيد چقدر اين رؤياي صادقانه و داستاني واقعي گويا است؛ گويا تر از يك كتاب بزرگ. آنچه در اين كتاب مي گويد كه مرگ فناء نيست بلكه دروازه زندگي جديد است. شهداء زنده اند و نزد پرودگارشان روزي داده مي شود[2] يا از احاطه علمي ارواح در بزرخ نسبت به جريانهاي اين عالم سخن مي گويد از التفات روح بجسدش ياد مي كند، همه واقعيت دارد خودش عملاً ثابت كرد، نشان داد كه آري چنين است....

 

و......


 


اشتراک بگذارید:


پرداخت اینترنتی - دانلود سریع - اطمینان از خرید

پرداخت هزینه و دریافت فایل

مبلغ قابل پرداخت 2,500 تومان

درصورتیکه برای خرید اینترنتی نیاز به راهنمایی دارید اینجا کلیک کنید


فایل هایی که پس از پرداخت می توانید دانلود کنید

نام فایلحجم فایل
239_470773_6107.zip790.8k